تا به كي ديدن و چيزي بر زبان نياوردن
بعد از گذشت حدود 5-6 ماهي از بازگشايي اين وبلاگ بالاخره تصميم گرفتم حرفهايي كه مثل يك غده بيخ گلويم را چسبيده و درمان آن هم زبان برآوردن است را بزنم و از لحظه به بعد هم ميخواهم رو در بايستي را كنار بگذارم و هر كس را گناهكار ميبينم مورد خطاب قرار دهم.تا به حالا تصميم داشتم ابتدا شروع كنم وبلاگي را درست كنم كه درون آن پر از مطالب علمي راجع به دارو،مكمل،تمرين،ويتامين و خيلي موضوعات ديگر راجع به بدنسازي باشد و اگر مجالي يافتم هم بتوانم در سطح گستردهاي مخاطباني را با خودم همراه سازم تا شايد بتوانيم به وضع كنوني پرورش اندام ايران سروساماني بدهيم ولي متاسفانه هر روزه با مراجعه به جرايد و سايتهاي ورزشي بيش از پيش عصباني ميشوم كه چرا در ايران وقتي كسي ميبيند راجع به موضوعي اطلاعاتي ندارد خودش را اينكاره ميداند و قاطي هر بحث تخصصي و غيرتخصصي ميشود؟تا به كي مدرك گرايي در كشور ملاك برتري خواهد بود و تا به كي ما ميخواهيم مهندس و دكتر را ته ته علم بدانيم و يا ملاك مربي برتر بودن را داشتن حكم درجه يك يا بين المللي بدانيم.جديدا وقتي البرز را ورق بزنيد به نام مبارك دكتر سعيد ساساني برخواهيد خورد كه با نوشتن مزخرف مطالب در ستون پاسخ به سوالات خوانندگان هم اظهار فضل ميكند و تازه تبليغ بزرگي هم كه حاوي عكس خودش در كنار شاون ري است را ميتوانيد هر روزه ببينيد و تحمل كنيد.از اين جهت البرز را نام بردم چونكه به نظر من الان بهترين نشريه ورزشي ايران است و در همين راستا ميتوان به حميد خسرواني كه قبلا در بشير پاسخگوي سوالات خوانندگان بود را نام برد.كاري نداريم كه شخصي مثل سعيد ساساني واقعا دكتر هست؟! يا نه ولي آقا وقتي علمش رو نداري چرا هي خودتو قاطي ميكني و تا كي ميخواهي بوسيله پولدار بودنت مردم را آلت دست خودت بكني.منم اگر مثل تو پول داشتم ميتوانستم بروم آمريكا و با روني كلمن عكس بگيرم و بيام ايران تبليغ مربيگري كنم ولي وقتي ميبينم علمم در حد سر كار گذاشتن بچه هاي باشگاه سر كوچه مان هم نيست نمي آيم تو روزنامه ادعاي مربيگري كنم!!خيلي جالب بدونيد دكتر تريبولوس و ZMA را پروهورمون ميدانند و بعد از ضايع شدنشان باز هم اشتباهشان را تصحيح نميكنند.اين عالم زمانه بهتر بدونه كي ديگه تو نشريه بزرگي مثل البرز نوشتن مطلب در رابطه با كراتين و ويتامين خريداري ندارد و گفتن اينكه سرشانه متشكل از سه عضله است و يا نامبردن مضرات استروئيدها مثل گفتن شر و ور در گوش خر است!!
بعد از گذشت اين همه سال از عمر پرورش اندام پيدا شدن اين همه راه حل هاي علمي در مورد اين ورزش چرا يكسري مربينما ها مثل همين آقا باز هم اسرار دارند كه هر كي اومد تو باشگاه بدنسازي بايد با قوطي كراتين وارد شود و يا هر كس بدنش به ايست عضلاني رسيده بايد سوپرست كار كنه و حتي حرفه اي ها بايد مثل مبتدي ها پرس سينه را فقط و فقط رو ميز تخت اجرا كنند را من كه نفهميدم.در بدنسازي خيلي خيلي علم ها نهفته است و اينكه همه مربيان،كراتين را براي همه تيپ هاي بدني داروي معجزه گر ميدانند ديگر پذيرفته نيست و يا اجرا كردن حركات سينه به محدوده چهار حركت پرس سينه و قفسه و پارالل و شنا سوئدي و يا دادن دستور غذايي صبح تخم مرغ،ظهر تخم مرغ،شب تخم مرغ كاملا مردود و تاريخ گذشته است و اينگونه توصيه ها تا به كي در ايران خريدار خواهند داشت را فقط خدا ميداند.علم نوين پرورش اندام ديگر جايگاهي براي اجرا كردن سه ست هشت تايي يا خوردن روزي چهارتا ديانابول در دورههاي حجم باقي نگذاشته است و برنامه تمريني،غذايي و دارويي را بايد متناسب با شرايط فيزيكي و محيطي ورزشكار تنظيم كرد.ولي در ايران كماكان نوشتن برنامه از روي لباس و بدون توجه به شرايط زندگي ورزشكار و يا حتي جديدا نوشتن برنامه از طريق SMS موبايل مد است و علم روز تلقي ميشود و اين در حالي است كه نويسندگان اينگونه برنامههاي sms ي با غرور فراوان خود را مربيان نسل جديد بدنسازي ايران مي دانند و حتي مسئولان در سطح تيم ملي هم از آنها استفاده ها ميكنند.همين مسائل پيش پا افتاده است كه باعث ميشود تيم پرورش اندام ايران در آسيا حتي يك مدال هم نياورد و با وجود اين همه هزينه،دست آخر مردم بايد منتظربهانه كج بودن زمين براي ورزشكاران ايراني باشند!!
در همين رابطه ما بارها از شما عزيزان خواستيم كه ما را در ناكام گذاشتن اين نامربي گريها و بي مسئوليت بازي ها ياري كنيد منتها از اين همه عضو اين سايت فقط چندين نفر حرف ما را جدي گرفتند و بقيه شايد منتظر آينده هستند.عزيزان من آينده كه سياهي آخرش را از همين جا هم ميتوان ديد را بايد زودتر تميز كرد وگرنه بلايي كه اين مربي نماها و سودجويان دارند سر ورزشكاران ما ميآورند روزي شما را هم به چنگ خواهد آورد و نابودتان خواهد كرد پس هرچه زودتر دست به كار شويد و بياييد به كمك هم دست اين سودجويان را از سر ورزش كشورمان قطع كنيم.شايد خنده دار به نظر بيايد ولي اگر من و شما به گوش دوستانمان وجود اين افراد را بازگو كنيم بعد از مدتي آبروي آنها خواهد رفت و چهره پليد آنها براي همه پديدار خواهد شد.در همين رابطه علي فكور دوست عزيز من و يكي از اعضاي وبلاگ گفتهاند:
{Email:arnolddj_2006@yahoo.com }
در ايران به ورزش بدنسازي اهميت داده نمي شود............ براي همين بدنسازان ايراني سرخورده هستند...... وپيشرفت نميكنند........... اميدي هم براي پيشرفت در سطح جهاني ندارند....... بايد به پرورش اندام و ورزشكاران اين رشته اهميت بيشتري داد........... ودر تلويزيون بيشتر تبليغ شود................ دوست شما علي فكور از مشهد پيشكسوت در اين رشته .......... خداحافظ.........................
به نظر من حرف علي جان كاملا درست است و نبود تبليغات و اسپانسر براي مسابقات و ورزشكاران پرورش اندام كار يكي از عوامل سرخورده شدن ورزشكاران ايراني است.اگر ورزشكار و مربي ايراني پشتوانه مالي خوبي داشته باشد ديگر ورزشكاران مجبور نيستند خودسرانه دزهاي افسارگسيخته استروئيدهاي قلابي را براي قهرماني در مسابقات باشگاهي و يا قارپوزآباد المپيا به بدنشان وارد كنند و از راه تبليغات اصولي ميتوان حداقل ورزشكاران را در استفاده علمي از داروها راهنمايي كرد و والدين ايراني هم مجبور نخواهند بود عوارض جسمي و رواني جوان ورزشكارشان را هر روزه تحمل كنند و دست آخرهم به انتظار مرگ او بنشينند يا دنبال كليه و كبد اهدايي براي او باشند.اهميت دادن به بدنسازي وظيفه مسئولان رده بالاي مملكتي است و تا حالا كه چنين نكرده اند و با كلي منت تازه دو سال پيش اجازه گشايش فدراسيون اختصاصي آنرا در ايران دادند و با اين احوال هر روزه شاهديم كه هركس و ناكسي دوپينگ ميكند ضرر و سركوفتش را فدراسيون و بدنسازان بايد تحمل کنند.
اين مطلب ادامه خواهد داشت و خلاصه از اين به بعد به پر و پاچه هر كسي كه ادعاي پوچ بكند خواهيم پيچيد.منتظر نظرات شما هستيم.

